شناسه : 10749010
یادداشت؛

همیشه پای نفت در میان است


آیا بلای سیاه با کاهش قیمت نفت به طلای سیاه مبدل می شود یا همچنان...

مهدی راستی در یادداشتی در سایت طنین خاتم در مورد  وضعیت فعلی نفت و بودجه پیش روی دولت یادداشتی آورده است

آیا بلای سیاه با کاهش قیمت نفت به طلای سیاه مبدل می شود یا همچنان... در این ارتباط باید عرض نمود که کابینه روحانی با هر پیش بینی و آینده نگری ای که شکل گرفته باشد لیکن، پیش بینی و آینده نگری ای در مورد کاهش قیمت نفت در کوتاه مدت را نداشت. وعده های یک ساله و نیمه روحانی در بخش اقتصادی در کنار وعده های فرهنگی روحانی وزن بیشتری را در برنامه ها و شعارهای روحانی به خود اختصاص داده بود. از آنجا که جامعه در پی آرامش و ثبات اقتصادی بود و بدنبال گفتمان آرمانگرایانه دولت نهم و دهم، دولت در انزوایی تجاری صنعتی به سر می برد به همان نسبت نیز بر وزن وعده های اقتصادی روحانی می افزود. با تحلیلی متفاوت «نفت» یک پای تحولات جامعه ایران است. در تایید گفته فوق همین بس که دولت بودجه سال 94 خود را متکی به نفت می یابد و در پیش بینی و آینده­نگری خود برای اقتصاد دچار محاسبات غلط تاریخی می شود. دیگر برای روحانی و تیم فکری او زمانی نیست که اقتصاد و بودجه بندی سالیانه را بر اساس فرمول سالها و دوره های قبل ببندند. «امنیت منطقه­ای» مهمترین عامل تاثیرگذار در هر نوع پیش بینی اقتصادی است. بدون در نظر داشتن تحولات داخلی و خارجی خود، نفت را شاخص و محرک اقتصاد قرار دادن، همین می شود که باید حال بدنبال تامین اعتبار برای بودجه سالیانه خود باشد و نه متحقق ساختن وعده های فرهنگی و اقتصادی. شاید هم روحانی چاره را در نفت دیده باشد!

زمان آن برای ایران گذشته است که نفت را به بلای سیاه تشبیه سازد و هر روز آرزوی نداشتنش را اندیشه کند. کمتر کسی امروز بر این باور است که بتوان بدون اتکا به نفت بر مسائل و مشکلات لایتغیر جامعه چیره گشت. جامعه در حال گذار، انرژی­ای می خواهد که بتواند خلاء های موجود و پیش رو را پر نماید؛ ما با نیروهای تحول خواه آرمانی مواجه نیستیم. همینطور با جنبش ها و جریانات آرمانخواه به مثابه گذشته­ای تاریخی مواجه نیستیم. امروزه وزن نیروها و افکار را با توجه به سرمایه اقتصادی باید سنجید. این یعنی پیچیدگی و ماهیت جامعه در حال رشد. به جامعه در حال رشد وعده نمی توان داد. باید رضایتش را گرفت. آن هم با رکود و تورم و مالیات از یک طرف، و با پرداخت یارانه و سبدکالا از طرفی دیگر امکانپذیر نیست. اقتصاد بیمار ما بیش از هر زمان دیگری به نفت محتاج است و بدون تزریق نفت هر روز نحیف­تر می­شود. پیش بینی روند موجود، در خوشبینانه­ترین حالت ثبات این وضعیت خواهد بود. و برای رهایی از چنگال بحرانهای اجتماعی و سرایت آن به مشروعیت دولت دست­یابی به راه­حلی واقع بینانه بدور از هر نوع تنش­زایی می باشد. حذف یارانه ها در میان مدت نباید اتفاق بیفتد. هر چه افت و خیزان اقتصاد شتاب بیشتری داشته باشد به همان نسبت هم طبقه آسیب­پذیر، آسیب­پذیرتر می شود. در حال حاضر «نفت» نقش اول اقتصاد ایران را بازی می کند و کاهش و افزایش قیمت نفت یعنی بر هم خوردن نظم اقتصادی طبقات مختلف اجتماعی. بنابراین، دولت روحانی در شرایطی نیست که اولا هر نوع خواسته اجتماعی را در پیوند با عنصر اقتصادی نبیند و دوما تحلیل نیروهای اجتماعی بدون در نظر آوردن «سرمایه اقتصادیِ» این نیروهای تحول خواه و غیر تحول خواه که ممات و حیاتشان بدان وابسته است امکانپذیر نیست. به نظر می رسد ما در شرایط ویژه تاریخی قرار گرفته ایم که نفت معادلات داخلی و خارجی را رقم می زند و حتی قدم زدن دکتر ظریف در حاشیه اجلاس ژنو بی تاثیر از نقش نفت نیست؛ همیشه پای نفت در میان است با این تفاوت که امروز نفت  نمی­خواهد نقش اول را به عنصری دیگر ببازد...






رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.