شناسه : 13402486
و آنگاه که دیدی مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند...

قرآن و نوید از حضرت مهدی موعود(عج)/120نشانه های قبل از ظهور حضرت ولی عصر(عج)


در اثر غیبت حضرت مهدی علیه السلام مردم آزمایش می شوند گروهی که ایمان استواری ندارند باطنشان ظاهر می شود و دچار شک و تردید می گردند و کسانی که ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ایستادگی در برابر شدائد پخته تر و شایسته تر می گردند و به درجات بلندی از اجر و پاداش نائل می گردند.

طنین خاتم؛ قرآن کتاب پرشکوه خداست.(فصلت، 42) کتابی است که نه کتابهای آسمانی پیشین آن را خدشه دار و باطل می سازد و نه واقعیت های آینده.
بیانگر هر چیزی است (نحل، 89) و هیچ تر و خشکی نیست مگر اینکه در این کتاب روشن و روشنگر آمده است.(انعام، 59)
آیا براستی می توان فکر کرد که قران در مورد این رخداد بزرگ که عمیقترین و سیعترین دگرگونی حیات انسان شناخته می شود ساکت باشد؟
این قرآن که از چیرگی «روم» بر ایران و از برپایی دولت غاصب و پوشالی یهود، براساس سازش با قدرتهای مسلط روزگار خبر می دهد.(آل عمران، 112)
این قرآنی که از یاجوج و ماجوج و سرانجام و آینده آنها خبر می دهد. و سرانجام و آینده انها خبر می دهد این قرآنی که از امکان گذشتن از جوّ و راهیابی انسان به کرات آسمانی گزارش می کند و می فرماید:
«یا معشر الجنّ و الانس إن استطعتم أن تنفذوا من اقطار السموات و الارض فانفذوا لا تنفذون الا بسلطان...» (الرحمن، 34)
آیا فکر می کنید چنین کتابی از ظهور اصلاحگر بزرگ تاریخ انسانیت و بنیاد حکومت جهان گستر و عادلانه او خبر نمی دهد و در مورد آن ساکت است؟
هرگز چنین نیست...
قرآن از امام مهدی علیه السلام و بر پایی حکومت مهر و عدل او، در موارد متعدد و آیات بسیاری سخن گفته است و از این حقیقت بزرگ خبر داده است.
و این آیات بر شخصیت گرانمایه آن حضرت و ظهور او تأویل گردیده است. همانگونه که امامان علیهم السلام که قرآن در خانه آنان فرود آمده است بدین واقعیت تصریح کرده اند و می دانیم که صاحبان معصوم و مطهر و راستگوی خانه، یعنی اهل بیت پیامبر به آنچه در خانه است داناتر و آگاه ترند.
نمونه ها:


1)«و نرید ان نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین...»
«ما اراده کردیم به کسانی که در روی زمین تضعیف شده اند نعمتی گران ارزانی داریم و آنان را پیشوایان و آنان را وارثان گردانیم...
امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:دنیا پس از چموشی و سرکشی، بسان شتری که از دادن شیر به دوشنده اش خودداری می کند و آنرا برای بچه اش نگهداری می کند به ما روی خواهد آورد. سپس این آیه را تلاوت کردند.
ابن ابی الحدید در این مورد می نویسد: بزرگان دینی و همفکران ما بر این واقعیت تصریح می کنند که این بیان امیرمومنان علیه السلام نوید از آمدن امام و پیشوای بزرگی است که فرمانروای زمین و زمان می گردد و همه کشورها در قلمرو قدرت او قرار می گیرند... (شرح ابن ابی الحدید، ج19،ص29)
معنای نهان آیه شریفه غیر از معنای ظاهری و روشن آن است آن معنا این است که مقصود از تضعیف شدگان در آیه شریفه خاندان پیامبرند. مردم آنان را تضعیف نموده و بر آنان ستم کرده و آنان را به قتل رسانده و رانده و سخت ترین بیدادگری را در مورد آنان روا داشته اند.
پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم در تبیین این مطلب فرمود: «انتم المستضعفون بعدی» یعنی: شما تضعیف شدگان پس از من هستید.
اراده خداوند بر آن قرار گرفته که بر این نسل پاک و مظلوم تاریخ و بر رهروان راه و پیروان ستمدیده آنان که همواره زیر فشار و سرکوب و تحقیر و ذلت قرار داشته و از ساده ترین حقوق بشری نیز محروم هستند و زورمندان آزادی و کرامت آنان را پایمال ساخته اند تفضل نموده و حکومت و فرمانروایی زمین و زمان را بر آنان ارزانی دارد.
2) «وعد الله الذین آمنوا منکم و عملو الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا یعبدوننی لا یشرکون بی شیئا و من کفر بعد ذلک فاولئک هم الفاسقون...» (نور، 55)
«خدا به کسانی از شما که ایمان اورده و کارهای شایسته انجام داده اند وعده داده است که آنان را در روی زمین جانشین دیگران سازد همانگونه که مردمی را که پیش از آنان بودند جانشین دیگران کرد و دینشان را که خود برایشان پسندیده است استوار سازد و وحشتشان را به امنیت تبدیل کند تا تنها مرا بپرستند و چیزی را با من شریک نگیرند. و آنان که از آن پس راه کفر و ناسپاسی در پیش گیرند نافرمانند.
با نگرش به ظاهر این آیه خداوند به مومنان و شایسته کرداران این امت نوید جامعه ای را می دهد که از هر پلیدی و ناپاکی پیراسته است و به تمامی ارزشها و قداستها و فضیلت ها و شایستگیها آراسته است.
این وعده شکوهمند که خدا سه بار با «لام قسم» مورد تاکید قرار گرفته است و سه بار با «نون تاکید» تاکنون تحقق نیافته است.
این مومنان شایسه کرداری که خداوند در آیه مورد بحث این وعده روح بخش را به آنان می دهد چه کسانی هستند؟
وجدان هیچ مسلمان آگاه و با انصافی نمی تواند بپذیرد که منظور از این مومنان، امویان و عباسیان باشند چرا که تاریخ مورد قبول امت اسلام و ملل بیگانه گواه است که اینان حکومت سیاه و وحشتناکی داشته و جنایات زیادی را مرتکب شده اند.
امامان معصوم علیهما السلام و آموزگاران راستین قرآن در تأویل آیه مورد بحث بر این اندیشه رهنمون هستند که این وعده پرشکوه خدا تحقق نیافته و به هنگامه ظهور حضرت مهدی علیه السلام تحقق خواهد یافت.(رجوع به مجمع البیان،ج7،ص 152؛ و تفسیر عیاشی ذیل آیه 154 نور)
3) «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون» (انبیاء،105)
«ما در زبور (وکتابهای آسمانی پیشین) پس از نوشتن در لوح محفوظ نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث می برند.
در تفسیر این آیه از امام محمد باقر علیه السلام آورده اند که فرمود:
«هم اصحاب المهدی فی آخر الزمان» (مجمع البیان؛ ذیل آیه)
«اینان یاران حضرت مهدی علیه السلام در آخر الزمان هستند»
4) «هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لوکره المشرکون» (توبه 33)
این آیه در قرآن سه مرتبه آمده است و نشان از اهمیت و حساسیت موضوع می کند.
نوید قطعی و تخلف ناپذیر در این آیه «لیظهره علی الدین کله» چه زمانی و چگونه تحقق یافته است؟
پیشوایان نور و امامان علیهما السلام در معنای نهان و تأویل آیه، رهنمود دارند که این مربوط به روزگار ظهور امام مهدی علیه السلام است که بی تردید تحقق خواهد یافت.
در تفسیر آیه مورد بحث از امیرمومنان علیه السلام آورده اند که این آیه شریفه را تلاوت کرد و فرمود: آیا این نوید پیروزی تحقق یافته است؟
پاسخ دادند: آری
آن حضرت فرمود: هرگز! به خدایی که جانم در کف قدرت اوست با تحقق این وعده هیچ شهر و دیاری نمی ماند جز اینکه در آن ندای یکتایی و عظمت خدا بامدادان و شبانگاهان طنین می افکند.(مجمع البیان، ج9، ص280)

راز غیبت



شکی نیست که رهبری پیشوایان الهی به منظور هدایت مردم به سر منزل کمال مطلوب است و این امر در صورتی میسر است که انها آمادگی بهره برداری از این هدایت الهی را داشته باشند. اگر چنین زمینه مساعدی در مردم وجود نداشته باشد حضور پیشوایان آسمانی در بین مردم ثمری نخواهد داشت.
متاسفانه فشارها و تضییقانیی که بویژه از زمان امام جواد علیه السلام به بعد بر امامام وارد شد و محدودیت های فوق العاده ای که برقرار گردید به طوری که فعالیت های امام یازدهم و دوازدهم را به حداقل رسانید، نشان داد که زمینه مساعد جهت بهره مندی از هدایت ها و راهبریهای امامان در جامعه به حد نصاب لازم وجود ندارد از این رو حکمت الهی اقتضا کرد که پیشوای دوازدهم روی مصالح و حکمت هایی که به طور قطع عقول ما را از درک تمامی آنها عاجز می باشد غایب گردد.
البته ما توانایی درک همه اسرار غیبت و حقیقت و راز واقعی ان را نداریم و راز واقعی ان را نداریم و راز واقی آن به هنگام ظهور آن حضرت کشف خواهد شد.
در روایات شیعی در زمینه علل و اسباب غیبت به سه موضوع تکیه شده است:
الف) آزمایش مردم
ب) حفظ جان امام
ج) آزادی از یوغ بیعت طاغوتهای زمان
الف- یکی از سنت های ثابت خداوند جهان، آزمایش بندگان و انتخاب صالحان و گزینش پاکان است.
صحنه زندگی همواره صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه در پرتو ایمان و صبر و شکیبایی و تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند تربیت یافته و به کمال برساند و استعدادهای نهفته آنان شکوفا گردد.
در اثر غیبت حضرت مهدی علیه السلام مردم آزمایش می شوند گروهی که ایمان استواری ندارند باطنشان ظاهر می شود و دچار شک و تردید می گردند و کسانی که ایمان در اعماق قلبشان ریشه دوانده به سبب انتظار ظهور آن حضرت و ایستادگی در برابر شدائد پخته تر و شایسته تر می گردند و به درجات بلندی از اجر و پاداش نائل می گردند.


از سخنان پیشوایان اسلام بر می آید که آزمایش به وسیله غیبت حضرت ولی عصر از سخت ترین ازمایشهای الهی است و این سختی از دو جهت است:
1- از جهت اصل غیبت که چون بسیار طولانی می شود بسیاری از مردم دستخوش شک و تردید می گردند و برخی در اصل تولد و برخی دیگر در دوام عمر ان حضرت شک می کنند و جز افراد آزموده و مخلص و دارای شناخت عمیق کسی بر ایمان و عقیده به امامت آن حضرت باقی نمی ماند.
2- از جهت سختی ها و فشارها و پیشامدهای ناگوار که در دوران غیبت رخ می دهد و مردم را دگرگون می سازد به طوری که حفظ ایمان و استقامت در دین کاری سخت و دشوار می گردد و ایمان مردم در معرض مخاطرات شدید قرار می گیرد.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
برای او غیبتی است که در آن بر جان خود ترسناک است و او مورد انتظار است(یعنی انتظارش را می کشند) و امای است که در ولادتش شک و تردید می شود برخی می گویند به دنیا نیامده، برخی گویند دیده به جهان گشوده، بعضی گویند چند سال پیش از وفات پدرش چشم به جهان گشوده، جز اینکه خدا می خواهد بندگان خود را آزمایش نماید که گروه باطل در آن زمان به شک و تردید می گرایند.     
ب- خداوند به وسیله غیبت، امام مهدی علیه السلام را از قتل حفظ نموده است زیرا اگر ان حضرت از همان آغاز زندگی در میان مردم ظاهر می شد او را می کشتند. بر این اساس اگر پیش از موعد مناسب نیز ظاهر گردد باز جان او در خطر می افتدو به انجام ماموریت الهی و اهداف بلند اصلاحی خود موفق نمی گردد.
از هنگامی که حضرت نرجس خاتون به آن حجت خدا حامله بود دستگاه حاکمه ستمکار با تمام قدرت نیروهای خود ارا بسیج کرده بود که ان چراغ فروزان را خاموش کند حتی هنگامی که جعفر کذاب برادر حضرت عسکری از تولد ان بقیه الله آگاه شد آنچنان حیران و سرگردان شد که یادآور پیشگوییهای امامان معصوم در طول دو قرن اول اسلام است. او سراسیمه به نزد خلیفه رفت و از خلیفه می خواهد که خانه عسکری علیه السلام را محاصره و تفتیش کند آنگاه نزد ماموران رفته از هیچ گونه فتنه انگیزی و ماجراجویی دریغ نمی ورزد.
در اثر فتنه انگیزی(جعفر کذاب) خلیفه وقت خاندان امام را محاصره می کند و اعضاء این خانواده را به سیاه چالهای زندان روانه می سازد.
آنگاه برای تصاحب اموال غیر مشروع برادرش حضرت امام عسکری علیه السلام به خانه ان حضرت هجوم کرده زنها و خدمتگزاران خاندان امام را به ترس و وحشت انداخت. تحریکات جعفر کذاب خلیفه زمان را بر آن داشت که هم چون مراقبت فرعون از تولد موسی علیه السلام خاندان امام را همواره زیر نظر بگیرد جاسوسهای فراوانی بر اهل منزل بگمارد حتی گروهی از کنیزان را به احتمال حامله بودن به زندان بردند.
اگر ترس از کشته شدن نبود و حکمت های دیگری که پیشوایان معصوم اجازه افشای آنها را نداشتند و برای ما پوشیده مانده است نبود هرگز برای حضرت معدی علیه السلام روا نبود که در پشت پرده غیبت مخفی بماند و در روی زمین این چنین نافرمانی شود و بر او بود که ظهور کند و رنجهای طاقت فرسا را تحمل کند و حق را پیاده سازد و باطل را ریشه کن نماید.
ج- حضرت مهدی علیه السلام هیچ رژیمی را حتی از روی تقیه به رسمیت نشناخته و نمی شناسد او مامور به تقیه از هیچ حاکم و سلطانی نیست و در تحت حکومت و سلطنت هیچ ستمگری در نیامده و در نخواهد آمد. زیرا بر طبق وظیفه خود عمل می کند و دین خدا را به طور کامل و بی هیچ پرده پوشی و بیم و ملاحظه ای اجرا می کند.
بنابراین جای هیچ عهد و میثاق و بیعت با کسی و مراعات و ملاحظه ای نسبت به دیگران باقی نمی ماند.
از امام صادق علیه السلام روایت است:
«قائم ما در حالی ظهور می کند که گردن او برای احدی عهد و پیمان و بیعتی نباشد.»
خالی بودن گردن آن حضرت از بیعت طاغوتهای زمان مسأله بسیار مهمی است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله وسلم و امامان معصوم علیهما السلام  بر آن تکیه نموده اند بیعت در اصطلاح معصومین پیمانی است که به موجب آن نتوان با ستمگران به نبرد برخاست که بعد از واقعه کربلا و شهادت سیدالشهدا هلیه السلام همه امامان به مقتضای حکمت الهی چنین پیمانی را به گردن گرفتند آنچه برای مهدی موعود علیه السلام مقدر است برای پدر بزرگوارش مقدر نبود برای آنها خروج در برابر ستمگران مقررنشده بود پس از ماجرای کربلا همه امامان بزرگوار موظف بودند که از رهگذر امر به معروف و نهی از منکر در احیای احکام نورانی شریعت نبوی صلی الله علیه و آله وسلم و شرح و تفسیر قرآن و سنت بکوشند و بیش از این تکلیفی نداشتند و در عین حال همواره از طرف طاغوتهای زمان خود مورد تعقیب و شکنجه و تبعید و زندان بودند و اگر شمشیر می کشیدند اوضاع دگرگون می شد و هیچ کدام را زنده نمی گذاشتند و فلسفه وجودی انها از بین می رفت.
بر این اساس حضرت بقیه الله علیه السلام که هم اکنون در بین ناست اگر ظاهر و آشکار گردد سکوتش به معنای رضا به حکومت ستمکاران و ترک نبرد با آنان بود در حالیکه او برای ریشه کن ساختن ستم و ستمگر آفریده شده است از این رهگذر حکمت الهی اقتضا نمود که او از دیده ها پنهان باشد تا جانش در امان بوده و در انتظار فراهم شدن شرائط و مساعد شدن اوضاع و اماده شدن زمینه قیام و فرارسیدن فرمان خدا دقیقه شماری نماید تا لحظه ای که ظاهر شود و هر ستس را نابود سازد و هر ستمگری را طعمه شمشیر برنده خود نماید.
امید است چنین روزی را شاهد باشیم که سنگرهای ظلم و استبداد در برابر سپاه کفر ستیز، ان کعبه مقصود و قبله موعود، یکی پس از دیگری فرو ریزد و آنانکه در صدد خاموش کردن ان مشعل هدایت برآیند خود در اتشی که برافروخته اند بسوزند.

نشانه های قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام

 


در اخبار و روایات اسلامی و شیعی به نشانه های قبل از ظهور اشاره شده است و برخی از این نشانه ها قطعی و مسلم است و برخی دیگر مشروط. برخی عام است و برخی خاص.
باید توجه داشت اینگونه روایات نعوذبالله خرافه گویی نمی گویند گزافه گویی نمی کندد و پیشگوییهایی نیستند که برخی درست از آب درآیند و بعضی دروغ.
حقائقی است که از مبدا وحی سرچشمه گرفته و توسط امامان معصوم علیهما السلام و راویان مورد وثوق دست به دست گشته و در منابع معتبر درج گردیده و به دست ما رسیده است.
باید دانست که وقت ظهور آن حضرت معلوم نیست ، و حتی مطابق روایات کسانی کهوقت ظهور را تعیین کنند، دروغگو شمرده شده اند.
ولی نشانه هایی به عنوان علائم در روایات بسیار آمده که مربوطبه مدت اندکی قبل از ظهور و مربوط به آستانه و آغاز ظهور است ، این نشانه ها بسیارزیادند که معروفترین و جامعترین آنها این است که هرج و مرج در همه چیز دنیا مشهودمی گردد. سراسر جهان پر از ظلم و جور و فساد گردد.
این موضوع در ضمن یک روایت جامع بطور مشروح بیان شده و امامصادق علیه السلام آن را در ۱۱۹ ماده بیان کرده است و اینک ترجمه روایت:
حضرت امام صادق علیه السلام به یکی از یارانش فرمود:
۱)هرگاه دیدی: حق بمیرد و طرفدارنش نابود شوند.
۲) ودیدی که: ظلم همه جا را گرفته.
۳) ودیدی که: قرآن فرسوده شده و درست معنی نمی شود.
۴) ودیدی که: دین همچون ظرف تو خالی و بی محتوا شده است .
۵) ودیدی که: طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
۶) ودیدی که: کارهای بد آشکار شده و از آن نهی نمی شود وبدکاران بازخواست نمی شوند.
۷) ودیدی که: چنان فسق و فجور آشکار شده که مردان به مردان وزنان به زنان اکتفاء می کنند.
۸) ودیدی که: افراد با ایمان سکوت کرده و سخنشان را نمیپذیرند.
۹) ودیدی که: شخص بدکار ، دروغ گوید و کسی دروغ و نسبت ناروایاو را رد نمی کند.
۱۰) ودیدی بچه ها ، بزرگان را تحقیر کنند.
۱۱) ودیدی که: قطع پیوند خویشاوندی شود.
۱۲) ودیدی که: بدکار را ستایش کنند و او شاد شود و سخن بدش بهاو برنگردد.
۱۳) ودیدی نوجوانان پسر ، همان کنند که زنان می کنند.
۱۴) ودیدی که: زنان با زنان ازدواج نمایند.
۱۵) ودیدی که: مداحی دروغین از اشخاص ، زیاد شود.
۱۶) ودیدی که: انسانها اموال خود را در غیر اطاعت خدا مصرف میکنند و کسی مانع نمی شود.
۱۷) ودیدی که: افراد با دیدن کار و تلاش نامناسب مؤمنین ، بهخدا پناه می برند.
۱۸)و دیدی که: همسایه به همسایه خود اذیت می کند و از آنجلوگیری نمی شود.
۱۹) ودیدی که: کافر به خاطر سختی مؤمن ، شاد است .
۲۰) ودیدی که: شراب را آشکارا می آشامند و برای نوشیدن آنکنار هم می نشینند و از خداوند متعال نمی ترسند.
۲۱) ودیدی: کسی که امر به معروف می کند خوار و ذلیل است.
۲۲) ودیدی آدم بدکار در آنچه آن را خدا دوست ندارد ، نیرومند ومورد ستایش است.
۲۴) ودیدی راه نیک بسته و راه بد باز است.
۲۵) ودیدی خانه کعبه تعطیل شده ، و به تعطیلی آن استوار دادهمی شود.
۲۶) ودیدی که: انسان به زبان می گوید ولی عمل نمی کند.
۲۷) ودیدی که: مردان از مردان و زنان از زنان لذت می برند.( یا مردان خود را برای مردان ، و زنان خود را زنان فربه می کنند).
۲۸) ودیدی که: زندگی مرد از راه لواط و زندگی زن از راه زناتامین می شود.
۲۹) ودیدی که: زنان همچون مردان برای خود مجالس (نامشروع)تشکیل می دهند.
۳۰) ودیدی که: در میان فرزندان "عباس" ، کارهای زنانگی بهوجود آید.
۳۱) ودیدی که: زن برای زنا با مردان ، با شوهر خود همکاری کمکمی کنند.
۳۲) ودیدی که: بیشترین مردم و بهترین خانه ها که زنان را بربدکاری کمک می کنند.
۳۳) ودیدی که: مؤمن ، خوار و ذلیل شمرده شود.
۳۴) ودیدی که: بدعت و زنا آشکار شود.
۳۵) ودیدی مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند.
۳۶) ودیدی که: حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
۳۷) ودیدی که: دین براساس میل اشخاص معنی شود و کتاب خدا واحکامش تعطیل گردد.
۳۸) ودیدی که: جرئت بر گناه آشکار شود و دیگر کسی برای انجامآن منتظر تاریکی شب نگردد.
۳۹) ودیدی که: مؤمن نتواند نهی از منکر کند مگر در قلبش.
۴۰) ودیدی که: ثروت بسیار زیاد در راه خشم خدا خرج گردد.
۴۱) ودیدی که: سردمداران به کافران نزدیک شوند و از نیکوکاراندور شوند.
۴۲) ودیدی که: والیان در قضاوت رشوه بگیرند.
۴۳) ودیدی که: پست های مهم والیان براساس مزایده است نهبراساس شایستگی.
۴۴) ودیدی که: مردم را از روی تهمت و یا سوءظن بکشند.
۴۵) ودیدی که: مرد به خاطر همبستری با همسران خود مورد سرزنشقرار گیرد.
۴۶) ودیدی که: مرد از بدکارگی همسرش نان می خورد.
۴۷) ودیدی که: زن با غیر شوهر [عملی]انجام می دهد ، و به شوهرشخرجی می دهد.
۴۸) ودیدی که: مرد همسر و کنیزش را کرایه می دهد و به غذایپست (که از این راه بدست می آورد) خشنود است.
۴۹) ودیدی که: سوگندهای دروغ به خدا بسیار گردد.
۵۰) ودیدی که: آشکارا قمار بازی می شود.
۵۱) ودیدی که: مشروبات الکلی بطور آشکار بدون مانع خرید وفروش می شود.
۵۲) ودیدی که: زنان مسلمان خود را به کافر می بخشند.
۵۳) ودیدی که: کارهای زشت آشکار شده و هر کس از کنار آن میگذرد مانع آن نمی شود.
۵۴) ودیدی که: مردم محترم ، توسط کسی که مردم از سلطنتش ترسدارند ، خوار شوند.
۵۵) ودیدی که: نزدیکترین مردم به فرمانداران آنانی هستند کهبه ناسزاگوئی به ما خانواده عصمت علیهم السلام ستایش شوند.
۵۶) ودیدی که: هر کس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده وشهادتش را قبول نمی کنند.
۵۷) ودیدی که: در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همدیگر رقابتکنند.
۵۸) ودیدی که: شنیدن سخن حق بر مردم سنگین است ولی شنیدن باطلبرایشان آسان است.
۵۹) ودیدی که: همسایه از ترس زبان بد همسایه ، او را احتراممی کند.
۶۰) ودیدی که: حدود الهی تعطیل شود و طبق هوی و هوس عمل شود.
۶۱) ودیدی که: مسجدها طلاکاری (زینت داده) شود.
۶۲) ودیدی که: راستگوترین مردم نزد آنها مفتریان دروغگو است.
۶۳) ودیدی که: بدکاری آشکار شده و برای سخن چینی کوشش می شود.
۶۴) ودیدی که: ستم و تجاوز شایع شده.
۶۵) ودیدی که: غیبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضی بعض دیگر رابه آن بشارت دهند.
۶۶) ودیدی که: حج و جهاد برای خدا نیست.
۶۷) ودیدی که: سلطان به خاطر کافر ، شخص مؤمن را خوار کند.
۶۸) ودیدی که: خرابی بیشتر از آبادی است.
۶۹) ودیدی که: معاش انسان از کم فروشی بدست می آید.
۷۰) ودیدی که: خونریزی آسان گردد.
۷۱) ودیدی که: مرد بخاطر دنیایش ریاست می کند.
۷۲) ودیدی که: نماز را سبک شمارند.
۷۳) ودیدی که: انسان ثروت زیادی جمع کرده ولی از آغاز آن تاآخر زکاتش را نداده است.
۷۴) ودیدی که: قبر مرده ها را بشکافند و آنها را اذیت کنند.
۷۵) ودیدی که: هرج و مرج بسیار است.
۷۶) ودیدی که: مرد روز خود را با مستی به شب می رساند و شب خودرا نیز به همین منوال به صبح برساند و هیچ اهمیتی به برنامه مردم ندهد.
۷۷) ودیدی که: با حیوانات آمیزش می شود.
۷۸) ودیدی که: مرد به مسجد (محل نماز) می رود وقتی برمی گرددلباس در بدن ندارد (لباسش را دزدیده اند).
۷۹) ودیدی که: حیوانات همدیگر را بدرند.
۸۰) ودیدی که: دلهای مردم ، سخت و دیدگانشان خشک و یاد خدابرایشان گران است.
۸۱) ودیدی که: بر سر کسبهای حرام آشکارا ، رقابت کنند.
۸۲) ودیدی که: نماز خوان برای خودنمائی نماز می خواند.
۸۳) ودیدی که: فقیه برای دین ، فقه نمی آموزد و طالب حرام ،ستایش و احترام می گردد.
۸۴) ودیدی که: مردم در اطراف قدرتمندانند.
۸۵) ودیدی که: طالب حلال ، مذمت و سرزنش می شود و طالب حرامستایش و احترام می گردد.
۸۶) ودیدی که: در مکه و مدینه کارهائی می کنند که خدا دوستندارد و کسی از آن جلوگیری نمی کند، و هیچ کس بین آنها و کارهای بدشان مانع نمیشود.
۸۷) ودیدی که: آلات موسیقی و لهو در مدینه و مکه آشکار گردد.
۸۸) ودیدی که: مرد سخن حق گوید و امر به معروف و نهی از منکرکند ولی دیگران او را از این کار بر حذر می دارند.
۸۹) ودیدی که: مردم به همدیگر نگاه می کنند ، (به اصطلاح چشمو هم چشمی می کنند) واز مردم بدکار پیروی نمایند.
۹۰) ودیدی که: راه نیک خالی و راه رونده ندارد.
۹۱) ودیدی که: مرده را مسخره کنند و کسی برای او اندوهگیننشود.
۹۲) ودیدی که: سال به سال بدعت و بدیها بیشتر شود.
۹۳) ودیدی که: مردم و جمعیتها جز از سرمایه داران پیروینکنند.
۹۴) ودیدی که: به فقیر چیزی دهند که برایش بخندند ولی در راهغیر خدا ترحم کنند.
۹۵) ودیدی که: علائم آسمانی آشکار شود و کسی از آن نگراننشود.
۹۶) ودیدی که: مردم مانند حیوانات در انظار یکدیگر عمل جنسیبجا می آورند و کسی از ترس مردم از آن جلوگیری نمی کند.
۹۷) ودیدی که: انسان در راه غیر خدا بسیار خرج کند ولی در راهخدا از اندک هم مضایقه دارد.
۹۸) ودیدی که: عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هیچاحترامی برای آنها قائل نیستند ، بلکه نزد فرزند از همه بدترند.
۹۹) ودیدی که: زنها بر مسند حکومت بنشینند ، و هیچ کاری جزخواسته آنها پیش نرود.
۱۰۰) ودیدی که: پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد ، و پدر و مادرشرا نفرین کند و از مرگشان شاد گردد.
۱۰۱) ودیدی که: اگر روزی بر مردی بگذرد ولی او در آن روز گناهبزرگی مانند بدکاری ، کم فروشی ، و زشتی انجام نداده ، ناراحت است.
۱۰۲) ودیدی که: قدرتمندان ، غذای عمومی مردم را احتکار کنند.
۱۰۳) ودیدی که: اموال حق خویشان پیامبر صلی اللّه علیه و آلهو سلم (خمس) در راه باطل تقسیم گردد و با آن قماربازی و شرابخواری شود.
۱۰۴) ودیدی که: به وسیله شراب ، بیمار را مداوا کنند و برایبهبودی بیمار آن را تجویز نمایند.
۱۰۵) ودیدی که: مردم در مورد امر به معروف و نهی از منکر وترک دین بی تفاوت و یکسانند.
۱۰۶) ودیدی که: سر و صدای منافقان بر پا است ولی سر و صدای حقطلبان خاموش است.
۱۰۷) ودیدی که: برای اذان و نماز مزد می گیرند.
۱۰۸) ودیدی که: مسجدها پر است از کسانی که از خدا نترسند وغیبت هم نمایند.
۱۰۹) ودیدی که: شرابخوار مست ، پیش نماز مردم شود.
۱۱۰) ودیدی که: خورندگان اموال یتیمان ستوده شوند.
۱۱۱) ودیدی که: قاضیان برخلاف دستور خداوند قضاوت کنند.
۱۱۲) ودیدی که: استانداران از روی طمع ، خائنان را امین خودقرار دهند.
۱۱۳) ودیدی که: فرمانروایان ، میراث (مستضعفان) را در اختیاربدکاران از خدا بی خبر قرار دهند.
۱۱۴) ودیدی که: بر روی منبرها از پرهیزکاری سخن می گویند ولیگویندگان آن پرهیزکار نیستند.
۱۱۵) ودیدی که: صدقه را با وساطت دیگران بدون رضای خدا و بهخاطر درخواست مردم بدهند.
۱۱۶) وقتی که دیدی: وقت (اول) نمازها را سبک بشمارند.
۱۱۷) ودیدی که: هم و هدف مردم ، شکم و شهوتشان است.
۱۱۸) ودیدی که: دنیا به آنها روی کرده
119) و دیدی که: نشانه های برجسته حق ، ویران شده است ، در اینوقت خود را حفظ کن و از خدا بخواه که خطرات گناه نجاتتبدهد...

[بحار، ج ۵۲، ص ۱۰۱ تا ۱۲۲؛  اثباهٔ الهداهٔ ، ج ۷، ص ۸۶، ۲؛ المجالس السنیه ، ج ۵، ص ۳۹۸؛  بحار، ج ۵۲، ص۲۵۶به بعد]
علائم حتمی الوقوع  ظهور با استفاده از روایاتمعصومین علیه السلام، اندک است.
در روایتی امام صادق علیه السلام  می فرمایند:  پیش از ظهورقائم عجل الله تعالی فرجه الشریف پنج نشانه حتمی است:
1- قیام یمانی؛
2- فتنه سفیانی؛
3- صیحه آسمانی؛
4- قتلنفس زکیه؛
5- شکافتن زمین و فرو رفتن عده ای در بیابان.
[کمال الدین و تمام النعمة،شیخ صدوق ، ص650]
همچنین امام صادق فرموده است: «وقوع ندا[ی آسمانی] از امور حتمیاست؛ و سفیانی از امور حتمی است و یمانی از امور حتمی است و کشته شدن نفس زکیه ازامور حتمی است و کف دستی که از افق آسمان برون آید از امور حتمی است. و سپس اضافهفرمودند: «و نیز وحشتی در ماه رمضان است که خفته را بیدار کند و شخص بیدار را بهوحشت انداخته و دوشیزگان پرده نشین را از پشت پرده بیرون می‌آورد.
[غیبت نعمانی،‌با ترجمه غفاری، باب14، ص365]
امیرالمؤمنین علیه السلام  از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم  روایت نموده که فرمودند: «ده چیزاست که پیش از قیامت حتماً به وقوع خواهد پیوست: فتنه سفیانی و دجال ، واقعه دخان[دود]، ظهور دابه، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، خسوف در مشرق، خسوفدر جزیرة العرب، و آتشی که از مرکز عدن شعله می‌کشد و مردم را به سوی بیابان محشرهدایت می‌کند»
[بحارالانوار، علامه مجلسی، ج52، ص209 و غیبت شیخ طوسی، ص 267]
امام محمد باقر علیه السلام  فرموده است: « در کوفه، پرچمهای سیاهی که ازخراسان بیرون آمده است، فرود می‌آید و وقتی مهدی علیه السلام  ظاهر شد، برای بیعت گرفتن بهسوی آن می‌فرستد.»
[غیبت شیخ طوسی، ص274]
برای اطلاع کامل از علائم و نشانه ها و اوضاع و احوال آخرالزمانشما را توصیه می کنیم به کتاب "نوائب الدهور فی علائم الظهور" نوشته مرحوم میرجهانیکه در 3 جلد نگاشته شده، و همچنین کتاب عصر ظهور نوشته علی کورانی مراجعه کنید.




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.