شناسه : 15366596
طنین خاتم گزارش میدهد؛

درد دل روستاییان خاتم و گلایه ای ازجنس درد / کدام مسئول حاضر است فرزندانش این چنین زندگی کنند!


شاید یک اتفاق یا یک کمک به هم نوع بهانه ای برای نشستن پای درد دل افرادی می شود که توقع آنها فقط درحد اجراشدن قول هایی است که توسط مسئولین به مردم روستا داده شده است .هرچند دراین بین روستاهایی هستند که هنوز هم ادعا می کنند نه نماینده را دیده، نه فرماندار ، نه بخشدار و فقط فامیلشان راشنیده ایم.

به گزارش طنین خاتم، گاهی مواقع انسان به بهانه ای به سوی افرادی می رود که خالصانه ومخلصانه در تنهایی وپس کوچه های روستا زندگی صمیمی دارند .

 

شاید یک اتفاق یا یک کمک به هم نوع بهانه ای برای نشستن پای درد دل افرادی می شود که توقع آنها فقط درحد اجراشدن قول هایی است که توسط مسئولین به مردم روستا داده شده است .هرچند دراین بین روستاهایی هستند که هنوز هم ادعا می کنند نه نماینده را دیده، نه فرماندار ، نه بخشدار و فقط فامیلشان راشنیده ایم.

 

قصه روستائیان عزیزما دراین قاب دوربین وقتی محیا می شود که ، بهانه تهیه گزارش و به تصویر کشیدن کمک دانشجویان اردوهای جهادی بود، اما وقتی روستائیان صمیمی وپاک دل با شخصی دوربین به دست مواجه می شوند انگار این قاب دوربین می خواهد حلال مشکلاتشان باشد به سویت می آیند ودرد دلی می کنند .

وقتی وارد مدرسه روستای شهریاری (اولیا) میشویم برا ی تهیه گزارش با هجومی ار روستاییان مواجه میشویم که میخواهند حرفهای ناگفته خود را بزنند، از ما میخواهند آنان را به گوش مسئولین برسانند  .

بعد از تهیه گزارش از کلاس های اردوهای جهادی همراه شدیم با یکی از زنان روستا، او ما را به خانه ای برد با دیدن پیرمردی کر و لال و نابینا دلمان گرفت . مادر خانه با چشمان گریان از وضعیت همسر خود میگوید و اینکه تا کنون هیچ کمکی از هیچ ارگانی به آنها نشده است و زندگی خود را با یارانه میگذراند و در هزینه درمانی همسر خود مانده است . دلمان بیشتر گرفت وقتی دیدم که آنان از روشنایی برق و لامپ نیز محرومند . با کمک اداره برق و همت دانشجویان جهادی برای این خانواده عزیز برق وصل شد  .

 

 

دوربین به دست از خانه خارج شدم و در حال گرفتن عکس از خانه های روستا بودم که دختری نظرم را جلب کرد . با اینکه سن و سالی نداشت ولی بار یک خانواده چهار نفره را به دوش میکشید . دختری 18 ساله مادر دو فزرند 4 ساله و یکساله . وقتی از او پرسیدم چرا اینقدر زود ازدواج کرده و الان به جای خانه داری باید پشت صندلی دانشگاه باشد، جوابی داد که دچار عذاب وجدان شدم .

او گفت من عاشق تحصیل بودم و یکی از شاگردان ممتاز مدرسه ولی تا ابتدایی بیشتر نتوانستم ادامه تحصیل بدم چون در روستا مدرسه راهنمایی و دبیرستان وجود ندارد و پدرم هم  نمیتوانست هزینه خوابگاه بدهد بنابراین مجبور به ترک تحصیل و بعد ازدواج کردم ..

 

مشکلات روستا در همین جا ختم نمیشود . نبود مدرسه . نبود مرکز بهداشت،  و از همه مهمتر فقر فرهنگی و فقر دینی که به وضوح مشخص بود . .

یکی از روستاییان میگفت در بعضی از خانه های روستا سرویس بهداشتی وجود ندارد .

یکی از مادران روستا گفت: نزدیکترین مرکز بهداشتی که به ما نزدیک است حدود چند کیلومتربا روستای شهریاری فاصله دارد و ما به ناچار بعضی از مواقع مجبوریم برای زدن واکسن نوزدان پای یپاده به آنجا مراجعه کنیم ، یا برای گرفتن یک آزمایش ساده به مرکز شهرستان برویم که بعضی از مواقع به دلیل دیر رسیدن، از گرفتن آزمایش محروم هستیم .

نبود متخصص در دهستان چاهک یکی از معضلاتی است که روستاییان با آن مواجه بودند  .

وقتی از یکی از مادران روستا دلیل ترک تحصیل فرزندش را جویا شدیم مبلغ 150هزار تومان هزینه ثبت نام و کلاس های مختلط را بیان و گفت : در روستای ما کلاس های مدارس به صورت مختلط برگزار میشود و من نمیخوام دخترم به این مدرسه برود چون ضررش بیش از منفعتش است .

 

یکی از جوانان روستا میگوید دراین روزها که مردم از مسئولین توقعات زیادی دارند این روستاییان ساده ومخلص می گویند مسئولین قول داده بودند درروستاها اشتغال ایجاد شود اما میخواهیم به گوش مسئولین شهرمان برسانم که نه تنها شغلی ایجاد نشد که روستا خالی از سکنه شده ومهاجرت به شهرها وروستاهای دیگر اتفاق افتاده است. من فقط یه سوال از مسئولین دارم آیا حاضرند فرزندانشان با چنین شرایطی در چنین مکانی زندگی کنند ؟

 

 کم کم به اذان ظهر نزدیک شدیم برای گرفتن وضو به مدرسه مراجعه کردیم ولی در عین ناباوری متوجه شدیم آب قطع شده، وقتی علت را جویا شدیم روستاییان ابتدا با لبخند جواب ما را دادند بعد خیلی راحت میگفتند این مسئله برای ما عادی است اگر یک روز آب روستاییمان قطع نباشد برایمان تعجب آور است  .و اینجا مصداق این بیت است که میگوید :

خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است
کارم از گریه گذشته به آن می خندم

روستاییان گفتند چند بار از طریق دهیار پیگیر شدیم ولی تاکنون اقدامی از طرف مسئولین مربوطه صورت نگرفته است  .

 

یکی از اهالی روستا می گوید ما زیاد بخشدار وفرماندار را درروستا نمیبینم شاید افتتاح یک طرح یا پروژه ای باشد و آنان به روستا بیایند، که این هم در روستای ما خیلی کم اتفاق میافتد .ای کاش مسئولین یک روز را هم به ما اختصاص میدادند.بازخودش پاسخ میدهد حتما سرشان خیلی شلوغ است اما خواهش داریم هرموقع که وقت شد ماراهم دریابند.

مرتضوی مسئول بسیج دانشجویی در مصاحبه با طنین خاتم از بزرگترین مشکل این روستا را نبود یک روحانی مستقر عنوان و اظهار داشت: روستاییان از جزئی ترین احکام دینی بی اطلاعند و البته بیشترین تمرکز دانشجویان اردوهای جهادی نیز در این زمینه بوده است  .

مرتضوی نبود یک مرکز بهداشتی در این روستا نیز از مشکلات روستاییان عنوان کرد .

 

کارمان در روستای شهریاری تمام میشود به درخواست یکی از بچه های اردوی جهادی به طرف روستای بختیاری میرویم.. در طول مسیر با یکی از دانشجویان که در زمینه احکام فعالیت میکرد همکلام شدم وقتی از او پرسیدم بیشترین مراجعین که به اومیشود در چه زمینه ای است؟ گفت: مردم روستا به دلیل نبود یک روحانی از بسیاری از احکام اطلاع ندارند و شاید از پیش پا افتاده ترین موارد احکامی بی اطلاعند  . و این میتواند بزرگترین آسسیب به جوانان این روستا بزند .

 از اتوبوس پیاده میشویم ، به سراغ بچه های اردوهای جهادی رفتیم همگی در یک سالن بزرگ جمع شده اند و در مورد مشکلات روستا با یکدیگر در حال گپ و گفت هستند آنچنان ساده ، بی آلایش و  با دقت مشکلات را بررسی  و راهکار ارائه میدهند که یک لحظه با خود میگویم کاش آنان به جای یکی از مسئولین بودند تا کمی از مشکلات را حل . و همیشه از بالا به مسائل نگاه نمیکردند .

مشکلات این روستا در بلوغ زود رس ، ازدواج های قبل از موعد و بیکاری خلاصه می شود  . ولی چیزی که ذهن من را به عنوان یک خبرنگار مشغول کرده بودم دیش های ماهواره ای که در سر در خانه های روستاییان خود نمایی میکرد وقتی علت را جویا شدیم گفتند به دلیل اینکه دیجیتال در این منطقه به خوبی در دسترس نیست روستاییان مجبورند از ماهواره استفاده کنند  . و این هم یکی دیگر از مشکلات روستاییان .

 

 در پایان، گزارشم را با این بیت به پایان میرسانم

تا تواني به جهان خدمت محتاجان كن
بـه دمـي يا دِرَمـي يا قـلـمي يا قـدمـي

 

 

 

.

 






رای شما
میانگین (2 آرا)
The average rating is 3.0 stars out of 5.