شناسه : 35937821


قرار بر این شد که محل اقامت ایشان در منزل ما باشد، آن روز فرا رسید و رفتیم فرودگاه برای استقبال ایشان. چیزی که واقعا خارج از تصور بود، آن جمعیت مردم بود.

به گزارش طنین خاتم، 12 دی ماه مصادف با سفر خاطره‌انگیز رهبر معظم انقلاب به یزد است و امسال یازدهمین سالروز این ایام است. رهبر معظم انقلاب در جریان آن سفر به یاد ماندنی، در منزل مرحوم حجت‌الاسلام محمدعلی صدوقی نماینده وقت ولی فقیه در استان و امام جمعه یزد اسکان داشتند.

حجت‌الاسلام محمد صدوقی فرزند امام جمعه فقید یزد در رابطه با حضور رهبر انقلاب و خاطرات حضور ایشان  در مصاحبه با خبرنگار یزدرسا، گفت: ایام سفر رهبر معظم انقلاب به یزد که الان چندین سال از آن می‌گذرد همچنان خاطره آن و شور و حالی که قبل از آمدن ایشان وجود داشت را در ذهن دارم.

***خبر سفر رهبر انقلاب به یزد در اوج ناباوری

وی افزود: یادم هست که سفر خیلی سفر ناگهانی بود. به نظرم دو هفته قبل از سفر، گروهی از دفتر آقا آمدند یزد، همین‌طوری عادی هم آمدند و گفتند بعد از نماز چند دقیقه‌ای اگر می‌شود حاج آقا را ببینند. یادم هست که خیلی بحث جدی نبود و ما گمان می‌کردیم همین افراد عادی هستند که برای امور دفتر می‌آیند و به شهرها سر می‌زنند و تصورمان این بود که در همان وادی است و برای کارهای مرسوم دفتر آمده‌اند؛ که بعدا گفتند که احتمالا آقا بخواهند به یزد سفر کنند.

صدوقی ادامه داد: گفتند که بین دو شهر مرددیم شیراز و یزد ولی احتمالا به یزد بیایند و آمدند بررسی کردند و از همان موقع یکی دو نفر از دوستان دفتر ماندند برای بقیه کارها. یادم هست شور و حال عجیبی وجود داشت و همه دوست داشتند کاری کنند و هر کسی می‌خواست هر کاری از دستش بر می‌آید انجام دهد.

***آن روز همه مشتاق دیدار آقا بودند

وی اظهار داشت: قرار بر این شد که محل اقامت ایشان در منزل ما باشد، آن روز فرا رسید و رفتیم فرودگاه برای استقبال ایشان. چیزی که واقعا خارج از تصور بود و الان هم که خاطراتش در ذهنم می‌آید هیجان‌انگیز است، آن جمعیت مردم بود. هر چه به روز سفر نزدیک‌تر می‌شدیم شور و حال بیشتری ایجاد می‌شد. برخی که شاید حتی در حالت عادی هم خیلی جز مریدان و اردتمندان آقا نبودند، من می‌دیدم که آن روز برای آمدن به استقبال خیلی علاقه نشان می‌دادند؛ تا وقتی که ایشان تشریف آوردند و جمعیتی که همه یادشان هست و تصاویرش هم وجود دارد.

صدوقی خاطرنشان کرد: من پدرم را یادم هست تا پشت سر ایشان وارد جایگاه میدان امیرچخماق شد، با دیدن جمعیت یک ذوقی کرد و دستش را همان جا بالا آورد و خدا را شکر گفت. در آن سرما چنین جمعیتی واقعا قابل تصور نبود.

***دقت نظر قابل تامل حضرت آقا به محل استراحتشان در سفر یزد

وی عنوان کرد: در جلسه هیئت عمومی ایشان به مسئله آب اشاره کردند و بعد مراسم تمام شد و ما رفتیم منزل، دیدم آقای وحید از اعضای دفتر دنبال ما می‌گردد؛ گفت: «آقا که وارد منزل شدند این عبا و قبای روی چوب لباسی را دیدند و پرسیدند آقای صدوقی کجا هستند و ما را دعوا کردند و گفتند من اینجا نمی‌مانم! شما این‌ها را از خانه بیرون کردید و بیایید به آقا بگویید که ما شما را بیرون نکردیم و شما خودتان خواستید برای راحتی بروید و اینکه گفتند شما جای‌تان خوب است و اگر خواستید می‌توانید اینجا بمانید» و من این را رفتم به مرحوم ابوی گفتم که به آقا بگویند که ما مشکلی نداریم و خودمان رفته‌ایم؛ در واقع آن دقت نظر ایشان برای من مهم بود.

***تاکید رهبر بر موضوع آب یزد در خلال دودلی مسئولان یزد

صدوقی بیان کرد: جلسه هیئت وزیران بود، آن جلسه در مسجد حظیره بود؛ نکته‌ای که بحث بود در جلسه تأکید ایشان بر مسئله آب بود. -خوب است که این خاطره را کامل‌ترش را از آقای فلاح زاده بپرسید که آن زمان استاندار بودند-، آنجا شاید خیلی دولتی‌ها مایل به مصوب کردن بحث آب یزد نبودند و قدری هم استدلال و مبنا آوردند که می‌شود یا نمی شود و...؛ رهبر معظم انقلاب اما خیلی محکم گفتند نه این یک خواسته‌ی عمومی مردم در یزد بوده و آقای صدوقی هم در سخنرانی عمومی‌شان مطرح کردند و این حتما باید بشود. مسئولین وقتی آن قاطعیت را دیدند و دیدند که ایشان در این مسئله جدی هستند تصمیم را عوض کردند و این برآمده از این است که ایشان نیاز استان را می‌دانستند و نشان‌دهنده اشراف ایشان به این ماجرا است.

***نکته سنجی رهبری در دیدار با خانواده آیت الله خاتمی

وی گفت: یک نکته‌سنجی دیگری که داشتند این بود که من یادم هست یک دیدار خانوادگی گذاشتند با خانواده مرحوم آیت‌الله خاتمی، آن زمان همسر آیت‌الله خاتمی در قید حیات بودند. آن جمع، جمع خیلی صمیمی و جالبی بود، ایشان شروع کردند از خاطرات قدیم‌شان در مشهد و در اردکان با آیت‌الله خاتمی و حتی مرواداتی که با این خانواده و مخصوصا خانم آقای خاتمی -که ایشان آن زمان در قید حیات بودند-، گفتند؛ ولی تا ایشان وارد شدند آقا پرسیدند که ماشین ایشان را گذاشتید بیایید داخل یا نه؟ که بعد آقا متوجه شدند که ایشان پیاده آمده بودند و آقا تذکری به محافطین دادند و گفتند بروید ماشین را بیاورید و ایشان را با ماشین برگردانید. در واقع در آن حجم کار و مشغله برخی مواقع آدم توقع ندارد که به این نکات اخلاقی توجه شود، اما شاهد بودم که در اوج آن شلوغی‌ها هم ایشان به این نکات اخلافی توجه داشتند.

انتهای پیام/




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.