شناسه : 10796648
در آستانه سلگرد پیروزی انقلاب اسلامی منتشر شد؛

«آقا سید روح الله» چگونه «امام» شد؟!


می‌دانیم که «انقلاب اسلامی ایران بی نام خمینی(ره) در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست». این واقعیت که همه اندیشمندان غربی و شرقی بر آن واقفند ما را به این پرسش عمیق رهنمون می‌سازد که به راستی «آقا سید روح الله مصطفوی» چه کرد که «امام» لقب گرفت و چگونه توانست به تعبیر آن روزنامه عرب، غرب را به لرزه درآورد و شرق را به اعجاب برانگیزد؟!

طنین خاتم؛ در آستانه فرا رسیدن دهه فجر انقلاب اسلامی هستیم. می دانیم که «انقلاب اسلامی ایران بی نام خمینی(ره) در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست».

 

این واقعیت که همه اندیشمندان غربی و شرقی بر آن واقفند ما را به این پرسش عمیق رهنمون می سازد که به راستی «آقا سید روح الله مصطفوی» چه کرد که «امام»  لقب گرفت و چگونه توانست به تعبیر آن روزنامه عرب، غرب را به لرزه درآورد و شرق را به اعجاب برانگیزد؟!

 

 

این پرسش وقتی پر اهمیت تر می شود که بدانیم سید روح الله در میان شرایط سخت و موانع پی در پی که اتفاقا بیشتر از طرف به اصطلاح «خودی ها» ایجاد می شد در سیر تکاملی و تطوری خود، ایران،جهان و بلکه تاریخ را تحت تاثیر قرارداده است!

 

بررسی مقاطع مختلف زندگی امام خمینی بیانگر آن است که ایشان -البته پس از طی یک دوره استغراق عرفانی و ریاضت نفسانی- از اوایل دهه بیست شمسی وارد عرصه سیاسی ایران شده است.

 

در دوره زعامت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی(ره) و آیت الله العظمی بروجردی (ره)،آقا سید روح الله تلاش های اصلاح طلبانه دارد اما در عین حال سنت «احترام به بزرگان» را به شدت رعایت می کند.

 

در سال 1340 با رحلت آیت الله بروجردی و روی کار آمدن کندی در آمریکا، شرایط جدیدی ایجاد می شود و این بار، محمدرضا پهلوی سیاست های جدید ابلاغی از سوی آمریکا را با شدت و حدّت مورد پیگیری قرار می دهد که شدیداً مغایر هویت اسلامی و استقلال ملی ایران و بر هم زننده اساس ایندو بود.

 

لذا از اوایل دهه 40 می بینیم امام خمینی قدری از درس و بحث رایج، فاصله گرفته و دعوت صریح به براندازی نظام پهلوی را در پیش می گیرند. بدین منظور نهضت اسلامی مورد نظر امام(ره)) بطور مشخص از 15 خرداد 1342 آغاز می گردد و پس از حدود 15 سال - البته در میان بهت و حیرت جهانیان - در 22 بهمن 1357 به پیروزی می رسد و علی رغم همه موانع و توطئه های داخلی و خارجی در دوره 10 ساله حیات شریف معظم له در پس از انقلاب به مرحله ثبات و بالندگی می رسد.

 

 

با این اوصاف اکنون وقت طرح مجدد این پرسش است که براستی راز موفقیت «سید روح الله مصطفوی خمینی(ره)» چه بود که ایشان را در جایگاه امام امت نشاند؟

 

به نظر حقیر ،راز این نکته به بیانیه ای برمی گردد که وی آن را در سال 1323 شمسی بعنوان یک طلبه و مدرس حوزوی در حوزه های علمیه منتشر ساخت. این بیانیه که اولین سند مبارزاتی امام خمینی(ره) محسوب می گردد و نسخه خطی آن در کتابخانه وزیری یزد موجود است با آیه 46 سوره مبارکه «سبا» آغاز می گردد که ترجمه آن چنین است:

«شما را به فقط یک چیز اندرز می دهم و آن این که دو نفر دو نفر، با هم ،  یا یک نفر یک نفر، برای خدا بپا خیزید».

 

البته این بیانیه در آن دوره مورد توجه قرار نگرفت و ظاهراً بازتابی پیدا نکرد.

 

 

پس از این در عرصه سیاسی - اجتماعی هر چه می نگریم می بینیم تمام تصمیمات و اقدامات « حاج آقا روح الله» بر اساس همین آیه شریفه و اصطلاحاً صرفاً تکلیف محورانه بود.

 

به عنوان مثال در همان سال، امام(ره) برای نوشتن کتاب «کشف الاسرار» دو ماه کلاس های خود را تعطیل کرد.

در مواجهه با اصلاحیه نظامنامه «انجمن های ایالتی و ولایتی» باز می بینیم امام(ره) درس ها را تعطیل کردند و صدها مثال دیگر. به هر حال امام خمینی(ره) برای خدا حتی از تعلقات و ملاحظات مقدس نزد خود می گذشت.

 

با توضیح فوق اگر بخواهم راز توفیقات الهی امام خمینی(ره) را جمع بندی کنم لازم است به نکات زیر هم اشاره ای داشته باشم:

1- امام خمینی(ره) سنتهای الهی را بطور صحیح شناخته و به آنها باور عمیق داشت. به نظر بنده ، وجه افتراق برخی دیدگاه ها و تصمیمات امام(ره) با دیگر دولتمردان ما در گذشته و حال در همین نکته نهفته است.

 

 

2-  شناخت سنت نصرت الهی و امدادهای غیبی و باور به آن، ویژگی ممتاز امام خمینی بوده است.

مسئله ای که تعیین کننده دیدگاه های سیاسی دولتمردان ما و متمایز کننده آنها از یکدیگر بوده و می باشد.ایمان ورزی و مقاومت و شجاعت در برابر دشمنان از نتایج این باور است.

 

 

3- امام خمینی(ره) ،  فقه را تئوری کامل اداره انسان از گهواره تا گور می دانست و بر آن احاطه داشت. فقه، وحیانی ،متقن و فرمول زندگی است ، اما آموزه های بشری خطاپذیر و بردشان محدود است. این اعتقاد به شدت با علم زدگی و دنیاپرستی منافات دارد.

 

4-  شناخت فلسفه حیات و باور به آن در سیاست داخلی و خارجی تعیین کننده است. امام(ره) از این ویژگی برخوردار بود. امام زندگی  را واجد دو بعد مادی  و معنوی می دانست که هر دو مهم اند، اما بعد اخروی مهمتر است.

 

از این دیدگاه، حفظ آرمان های اصلی نظام ولو گاهی کم و بیش با تحمل هزینه های مادی امری طبیعی بود و خود ممارستی در جهت خودسازی و تخلق به اخلاق الهی یعنی همان فلسفه حیات  محسوب می شد.

 

 

5- امام(ره) ویژگی های انسان را ازدیدگاه الهی دریافته و «رگ خواب» ملت ها را به دست آورده بود. به نظر می رسد خوش بینی امام راحل به ملت ایران ریشه در همین شناخت دارد.

 

6- امام (ره) تاریخ را مطالعه می کرد و تجربیات تاریخی در تصمیمات امام خمینی و عبور او از تله ها و لغزش ها تاثیرگذار بوده است ،بویژه که می دانیم : در عرصه سیاسی گاهی اولین اشتباه، آخرین اشتباه یا سرحلقه اشتباهات متعدد و شکست آفرین بعدی هم محسوب می گردد.

 

7-  امام(ره)  تمرین و ممارست اخلاقی را در وجود خود به درجه تکامل رسانده بود،امری که در برخی از ما سیاسیون یک نقیصه جدی بشمار می رود. امام تدبیر به معنای تزویر،حقه، دروغ و اغواگری تبلیغاتی را قبول نداشت و آن را «سیاست شیطانی» می نامید.

 

 

8-  و بالاخره این که مهمترین ویژگی امام خمینی(ره) از نظر بنده «خودباوری» بود. اما این خودباوری ریشه در خداباوری داشت. امام راحل از اغترار به نفس، خودشیفتگی و لجاجت که برخی از سیاستمداران ما را به ورطه اعوجاج، انحراف ، فتنه و هلاکت کشاند به شدت دور بود.

 

 

در پایان این یادداشت کوتاه مایلم بر این نکته تاکید ورزم که راه و خط امام(ره) ، واحد و منسجم است و تعاریف متفاوت از راه امام (ره) اگر دال بر سیاست بازی نباشد ،ریشه در عدم درک یا باور به راز موفقیت امام خمینی(ره) می باشد،رازی که به شرح فوق از نظر خوانندگان محترم گذشت!

 

این راه و خط، امروزه در کلام و رفتار  جانشین خلف وی حضرت آیت الله خامنه ای متبلور است.

 

بر همه دولتمردان و صاحب منصبان در قوای سه گانه و همه نهادها فرض است این نعمت الهی را قدر شناسند و برای موفقیت نظام و دولت به آنچه سید روح الله مصطفوی را امام خمینی (ره) کرد، تمسک جویند.

 

نویسنده : جعفر برهانی ،مدرس دانشگاه




رای شما
میانگین (0 آرا)
The average rating is 0.0 stars out of 5.